السيد الطباطبائي

42

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى )

اجمعين - كه فرموده‌اند : « نَحْنُ اسْمَاءُ اللَّهِ » ، « 1 » چه بوده است ، و گرنه مقام حكومت ظاهريهء اجتماعيه و وساطت و مباشرت در امور شرعيه و احكام ظاهريهء الهيه ، مقامى نيست كه بدين كيفيت خود را توصيف كنند ، بلكه مراد همان فناى در ذات احديت است كه ملازم با وجه‌اللَّه‌گرديدن و مظهر اتمّ صفات جماليه و جلاليهء او شدن است كه قابل قياس با هيچ مقام و منصبى نيست . يكى از مهم‌ترين چيزهايى كه در راه سير و سلوك و در حكم ضروريتى از ضروريات آن است ، همانا امر « مُراقَبَه » است . سالك بايد از اولين قدم كه در راه مىگذارد تا آخرين قدم ، خود را از مراقبه خالى ندارد و اين از لوازم حتميهء سالك است . بايد دانست كه مراقبه داراى درجات و مراتبى است ؛ سالك در مراحل اوليه يك نوع مراقبه‌اى دارد و در مراحل ديگر انواع دگرى . هر چه رو به كمال رود و طى منازل و مراحل كند ، مراقبهء او دقيق‌تر و عميق‌تر خواهد شد ، به طورى كه آن درجات از مراقبه را اگر بر سالك مبتدى تحميل كنند از عهدهء آن برنيامده و يك‌باره بار سلوك را به زمين مىگذارد يا سوخته و هلاك مىشود ، ولى رفته رفته در اثر مراقبه در درجات اوليه و تقويت در سلوك مىتواند مراتب عاليه از مراقبه را در مراحل بعدى به جاى آورد و در اين حالات بسيارى از مباحات در منازل اوليه بر او حرام و ممنوع مىگردد . در اثر مراقبهء شديد و اهتمام به آن ، آثار حب و عشق در ضمير سالك هويدا مىشود ، زيرا عشق به جمال و كمالِ علىالاطلاق ، فطرى بشر بوده و با نَهادِ او خمير شده و در ذات او به وديعت گذارده شده است ، ليكن علاقهء به كثرات و حب به ماديات ، حجاب‌هاى عشق فطرى مىگردند و نمىگذارند كه اين پرتو ازلى ظاهر گردد .

--> ( 1 ) . [ ما اسامى و نشانه‌هاى خدا هستيم . ]